تبليغاتX
شهر قصه شهر قصه
شهر قصه
 
جزو لینک ما باشید
سلام دوستان خوبم من سیندرلا هستم امیدوارم حالتون خوب باشه

تقریبا یه دو ماهی میشه که منو دوستام به جمع وبلاگ نویسان اضافه

شدیم دوستامو که میشناسید سفیدبرفی و جین رو میگم  راستی یه

بار گفتم که هر کدومتون میاین نظر میدین یه شخصیت کارتونی رو انتخاب

کنین و بیاین جزو لینک ما باشید بعضی ها اومدن مثل بهاره، فاطمه ، صبا و

 زهرا یا بهتره با شخصیت هایی که خودشون انتخاب کردن بگم (مولان

-پری دریایی-دلبر-سنباد) امروز می خوام عکس های این شخصیت ها رو

تو وبلاگ بذارم بقیه دوستا چی ؟ من منتظرم تا شما بیاین و برای خودتون

یه شخصیت کارتونی رو انتخاب کنید و جزو لینک ما باشید دوست دارم

با ما بیشتر در ارتباط باشید و مارو دوست خودتون بدونید اصلا بگید چه

عکس هایی دوست دارید براتون بذاریم من منتظرم..................

 مولان

دلبر

صبا جون فقط عکس سندباد رو پیدا نکردم سعی میکنم برات پیدا کنم

و تو وبلاگ بذارم دوستان عزیزم یادتون نره با انتخاب یکی از شخصیت ها

جزو لینک شهر قصه ها باشید!!!!!!!!!!!!!

                 

 
لینک مطلب


دوستای قدیمی

چه قدر خوبه آدم دوستای قدیمشو بعد از مدت ها ببینه.فکر کنم دو سه هفته ای بود که هفت کوتوله رو ندیده بودم که با سیندرلا و جین هماهنگ کردیم و دیروز رفتیم جنگل.

خلاصه رفتیم خونه هفت کوتوله اینا که همشون طبق معمول سرکار بودند.ما هم رفتیم داخل خونه و من یه کیک خوشمزه درست کردم،جین هم میوه و شیرینی آماده کرد و سیندرلا هم یه ناهار حسابی آماده کرد.

cindy7.gif

خلاصه خیلی خوب بود.وقتی اونا اومدند خونه،باورشون نمی شد که ما رو دارن می بینن.خیلی گرسنه بودند.نمی دونستم دست پخت سیندرلا اینقدر خوبه.کیک منم خوشمزه بودا!

snowhappy.gif

بعد از ظهر رفتیم توی جنگل و من دوستای قدیمی رو دیدم بعدم سیندرلا یه دسته گل خوشکل چید و گذاشت توی گلدون روی میز خونه هفت کوتوله اینا.

cindycoach.gif

جینم همش با این حیوونای جنگل ور می رفت.مثل اینکه این مدت که با تارزان بوده،خیلی چیزا ازش یاد گرفته بود.شبم شام رو من درست کردم و بقیه خوردن.

خونه هفت کوتوله اینا هم خیلی به هم ریخته بود.انگار بازم دعوا کرده بودند.که با کمک هم مرتبش کردیم.برای صبحانه هم گفتیم که اونا برامون درست کنند و خلاصه صبحانه خوردیم و با سیندرلا و جین برگشتیم خونه هامون.

دیگه اون جادوگر بدجنس هم نبود که آرامش رو ازمون بگیره و راحت رفتیم و برگشتیم.تازه کلی هم خوش گذشت.

queenmirror.gif

توی تابستون رفتن به جنگل خیلی می چسبه.اونم جنگلی که یه مدت توش زندگی کرده باشی و دیدن هفت کوتوله بعد از چند هفته.

 

 
لینک مطلب


دعواهای شهر قصه ای!!
اخه مگه میشه ادم بدون اینکه دعوا کنه زندگی کنه؟؟

دیروز هی تازران میگفت که چرا از یه هفته پیش تا حالا کسی نیومده خونمون؟

اخه یکی نیست بهش بگه تو کیو دعوت کردی تا بیاد؟
خلاصه یک جر و بحث حسابی کردیمو اخرشم تصمیم گرفتیم که

سیندرلا و سیفید برفی و خانوادشو دعوت کنیم برای شام.

منم که زیاد دست پختم خوب نیست یعنی هست اما از بس خوشمزست هی کی میخوره تا ۳ روز دیگه هیچی از گلوش پایین نمیره

شب هم دیر وقت اومدن که هیچ رستورانی باز نبود. بازار سرزمین عجایبم که بسته بود هیچ درشو تخته کردن چون آقا خرگوشه کلید رو گم کرده بود.

من و تارزان هم موندیم که چه کار کنیم چه نکنیم که یهو تارزان گفت بیا غذا بپزیم هر چه شود شود!!

منم قبول کردم و همه چیز رو اوردم. یه سوپ نمیدونم کجایی که اسمش جیزان (جین + تازران) بود رو پختیم و هی بدک نبود.

اینم از ماجرای ما

چاو

 
لینک مطلب



صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

نویسندگان ویلاگ
شهر قصه اي ها
سیندرلا
سفيد برفي
جين

آرشیو وبلاگ
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006

پیوندها
زهرا(سندباد)
فاطمه(پری دریایی)
صبا(دلبر)
کسری (پلنگ صورتی)
مژگان(کاسپر)
نرگس(آن شرلی)
فاطمه(بند انگشتی)
عطیه( زیبای خفته)
ملیکا(جودی ابوت)
سروین (زیبای خفته2)
رها(شنل قرمزی)
نفیسه(آلیس)
شاه پاتر(جیمی نوترون)
سام(شاهزاده)
فردین(تارزان)
مرجان(مینی موس)
عاطفه(فردی)
داودپویا(گربه)
مظهر گلی(ویکتوریا)
علی رضا(رابین هود)
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
میهن دانلود
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::


  RSS  
پرشین وبلاگ

Free! Download Center